از بسیجیان سلحشورگردان عمار لشگر 27 محمد رسول الله(ص) در دفاع مقدس بود. در شناسنامه نامش منوچهر است و او را سید احمد می خواندند. در عملیاتهای مختلف مسئولیتهای متفاوتی درگردان عمار به عهده داشت و در آخرین عملیاتش یعنی عملیات کربلای 8 معاون دوم دسته بود که در 22 فروردین 1366 در 22 سالگی در شلمچه به شهادت رسید. او شهید سید احمد پلارک است که مزارش در قطعه 26، ردیف32، شماره 22 گلزار شهدای بهشت زهرا قرار دارد.
سید احمد از ۱۳ سالگی نماز شبش ترک نشد. هر صبح زیارت عاشورا میخواند. مقید بود بر غسل روز جمعه و مداومت میکرد بر گفتن ذکر ۱۰۰ صلوات در هر روز و ۱۰۰ بار لعن بنی امیّه و خواندن سوره واقعه. قبل از ماه محرم، بیرقها را میشست و تمیز میکرد، بعد پاهایش را روی سنگهای داغ میگذاشت و میگفت: «لذت میبرم، اما میخواهم این عذاب را تحمل کنم تا بفهمم مسئولیت چیست. نمیتوانم جواب خدا را بدهم اگر کوتاهی کنم».
در عملیات والفجر۸ از ناحیه دست و شکم مجروح شد، اما کمتر کسی میدانست مجروح شده است. در عملیات کربلای5 هم دوباره مجروح شد و محبور شد به عقب برگردد. برای عملیات کربلای 8 که به منطقه رفت در اردوگاه کرخه یک روحانی در محل استقرارگردانشان بود که خمس مال بچهها را بعد از نماز حساب میکرد. سید احمد ذهنش خیلی درگیر حساب کردن خمس مالش شده بود. پیش آن روحانی رفت و بعد از مدتی با لبخند برگشت. با حالت خاصی گفت: «تازه فهمیدم چرا تا حالا شهید نشدم». تا آنکه روز عملیات کربلای۸ فرمانده تاکید کرده بود چون سیداحمد هنوز جراحتهایش بهبود نیافته است خیلی جلو نرود. اما او طاقت نیاورد و به سمت جلو رفت تا پیشانی خط را سامان بدهد. فاصله آنجا با بعثیها کمتر از ۲۰ متر بود و پرتاب نارنجک از دو طرف لحظهای قطع نمیشد. حوالی ساعت ۶ بعد از ظهر سید احمد پلارک در حال سر و سامان دادن بچهها و پیشانی خط مقدم بود که تیر به پشت سرش اصابت کرد و به شهادت رسید.
هنوز دیدگاهی ثبت نشده است.