روز ۱۰ اسفند سال ۱۳۶۵ در کانال پرورش ماهی شرایط طوری بود که بچههای عکاس و فیلمبردار هم درگیر جنگ شدند چون باید آن منطقه حفظ میشد. ساعتها بچهها گروه عکس و فیلمیرداری در آنجا تلاش میکردند. حین نبرد یکی دو تا از بچهها رفتند روی پیکر شهدا گونی بکشند تا روحیه رزمندهها حفظ بماند. منتها هر چه به چهره «امیر حاج امینی» نگاه کردند، دیدند نمیتوانند. دلیلش این بود که پیشانیبند «یا حسین» روی پیشانیاش و عکس امام خمینی را روی سینهاش داشت و چفیه به کمرش بسته بود. قد و قامت خیلی زیبایی داشت. تنها چیزی که در آن لحظه به ذهن یکی از آنها خطور کرد، این بود که «من اینجا هستم، دوربین عکاسی دارم، یک عکس برای مادر این شهید بگیرم.» عکس را گرفت و تصویر آن چهره ملکوتی آنقدر دست به دست شد تا آنکه ماندگار ماند.
شهید امیر حاج امینی متولد 1340 بود و 25 سالش بود که به شهادت رسید. در جبهه بیسیم چی بود. روزی از بچهها در منطقه به شدت کار کشیده بود، یعد از کار آن ها را دور خود جمع کرد و گفت:«چنین تصوری اشتباه است که شما فکر کنید کسی به ما آموزش داده است، من خاک پاهایتان هستم. من نسبت به شماها کوچکترم، اگه تکلیف نبود هیچ وقت از شما چنین کاری را نمیخواستم». ولی باز هم راضی نشد و از تمامی بچه ها با گریه تقاضا کرد که دراز بکشند. همه از این درخواست او حیرت زده شده بودند. وقتی که خوابیدند به کف پوتین هایشان دست میکشید و خاکش را به پیشانیاش میمالید و میگفت: من خاک پای شماهایم. حاج امینی، تمایلی به شهرت و معروف شدن نداشت. درواقع باورش این بود که اگه کاری را با خلوص نیت برای خدا انجام دهی او تو را عزیز می کند و اعمالش خودش هم همینگونه بود. درنهایت، همین خصلت شهید امیر حاج امینی موجب معروف شدن عکس شهادتش شد. مزار او در قطعه29، ردیف60، شماره 10 گلزار شهدای بهشت زهرای تهران قرار دارد.
سعید ساعدی
علی بود
علی علوی
بسیار آموزنده و خوب بود